ترندگذاری غرب (26)
جامعه‌ی دیجیتال (6): جامعه‌ی الحاقی (1): ایمپلنت برای مدیریت توهم (در زندگی دوم)
مورد مطالعاتی:

سریال Black Mirror

دوره: کلبه‌ی کرامت
(جلسه 675
)
سرفصل: ترندگذاری غرب
مدرس: استاد حسن عباسی
تاریخ: 16 دی 1395
مکان: اندیشکده‌ی یقین؛ تالار راشل کوری

گفتیم که مبتنی بر ترندهایی که ریچارد واتسون در بررسی افق 2050 غرب می‌بیند، دیجیتالی شدن و زندگی دیجیتال، یک ترند محتوم برای آنها در آن افق می‌باشد؛ و نیز گفتیم که سبک زندگی دیجیتالی، گونه‌ای از سبک از زندگی است که در آن، کمیت بر کیفیت سیطره یافته است و تمامی مؤلفه‌های کیفی زندگی همچون عشق و عاطفه، با سنجه‌های کمّی، سنجش و ارزش‌یابی می‌شوند. از دیگر سو، زندگی دیجیتال، با آمدنش موجبات رفتن بسیاری از چیزها را فراهم کرده است.
سیطره‌ی کمیّت، آرامش را از انسان‌ها گرفته است و آنها را به گدایان پست‌مدرنی تبدیل کرده که به دنبال لایک و کامنت می‌گردند. از وجهی دیگر اگر روزی مدرنیته انسان‌ها را آن‌قدر گرفتار و سرشلوغ کرده بود که فرصتی برای غذا خوردن نداشتند و به سبک زندگی فست‌فودی روی آوردند امروز نیز در عصر  زندگی دیجیتال، دیگر فرصت خواندن هیچ مقاله و کتابی وجود ندارد و این بار نیز انسان‌ها به همان سبک فست‌فود اما از نوع فست‌فود اندیشه‌ای روی آورده‌اند و به دنبال توئیت هستند.
سرعت زندگی انسان‌ها آن‌قدر بالا رفته است که اگر برای قدما تغییر از یک شکل جامعه به شکلی دیگر، یعنی از «جامعه‌ی باستانی» به «جامعه‌ی شکار» و به «جامعه‌ی متمدن» ده‌ها نسل طول می‌کشید امروز اما در طول زندگیِ فقط یک نسل، جامعه از شکل «اطلاعاتی»، به «جامعه‌ی دانشی» و سپس به «جامعه‌ی مجازی» و اکنون به «جامعه‌ی الحاقی» متطور می‌شود.
جامعه‌ی الحاقی نوعی از جامعه است که در آن برخلاف جامعه‌ی مجازی که شخص با نشستن روبه‌روی رسانه (لپ‌تاپ یا کنسول یا ...) از طریق آواتار خود در «زندگی دوم» به زندگی می‌پرداخت، در جامعه‌ی الحاقی اما با کاشت و ایمپلنت رسانه (مدیا یا واسطه، سخت‌افزار دیجیتال) در بدن، شخص مستقیماً به درون عالم خیال و وهم وارد می‌شود و در آن زندگی می‌کند. غرب البته سال‌هاست که مدیریت تخیل و توهم انسان‌ها را دنبال می‌کند.
دهه‌ها قبل در دوران جنگ سرد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) پروژه‌ای را تحت عنوان MK Ultra دنبال کرد و روان‌شناسی را به صورت جهت‌مند بکار گرفت و بسط داد بدین امید که بتواند به روشی برای کنترل ذهن افراد دست یابد. سی‌آی‌ای این کار را به کمک روان‌شناسان و از طریق داروهای توهم‌زا نظیر ال‌اس‌دی‌ها پیگیری می‌کرد شاید به روشی دست یابد که بر اساس آن بتواند ذهن افراد را فرمت کرده و مجدداً برنامه‌ریزی نماید و مدیریت فکر و خیال و توهم آن‌ها را بدست گیرد. دولت آمریکا برای این کار، بیش از 150 نوع مواد مخدر را ساخت و آزمایش کرد و بعدها برای اقصاد سیاسی و اقتصادی، وارد بازار نمود. امروز اما جامعه‌ی الحاقی، حاصل الحاق و ایمپلنت تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است در بدن انسان که از طریق آن، مناسبات اجتماعی، بازتولید می‌شوند و زمینه‌ی الحاق اجتماعی انسان‌ها با یکدیگر در زندگی دوم را مهیا می‌کند؛ موضوعی که سریال بلک‌میرور در قسمت سوم از فصل سوم، به آن می‌پردازد.
پسر جوانی در آمریکا از خانه خارج می‌شود و در یک سفر دور دنیا، از استرالیا، تایلند، مالزی، هند، و امارات می‌گذرد و نهایتا به اروپا می‌رسد: پاریس و بعد از آن، لندن. در لندن با خبرنگاری به نام سونیا آشنا می‌شود و کنج‌کاوانه، رد یک کمپانی بازی‌سازی را می‌گیرد و داوطلب تست بازی جدید آنها می‌شود؛ بازی از طریق ایمپلنت و سپس آپلود نرم‌افزار در مغز او فعال می‌شود. این ایمپلنت، که «قارچ» نامیده می‌شود پشت گردن کاشته می‌شود و سبب شکل‌گیری یک سیستم عصبی، در سیستم عصبی آن جوان می‌شود و مغز را فراگرفته و با پیش‌روی، خود را با آن تطبیق می‌دهد و تلاش می‌کند با زیر نظر گرفتن فعالیت‌های مغزی او و تجربه‌ای که در حال سپری کردن آن است، بهترین راه را برای ترساندنش بیابد. به جوان البته تاکید می‌شود که هرآنچه می‌بیند همگی ویژوال بوده و به جز صدا و تصویر چیزی نیست و واقعیت ندارند بلکه توهم‌اند.
نرم‌افزار بازی، در فرایند تسلطش بر مغز و احاطه بر تجربیات آن جوان، توهمات زیادی را برایش می‌سازد: ابتدا توهم عنکبوتی بزرگ که سر پیتر را دارد؛ عنکبوت را سیستم از بازی‌ای استخراج کرده بود که آن جوان، در هواپیما انجام می‌داد؛ پیتر هم قلدر مدرسه‌اش بوده است؛ عنکبوت دارای سر پیتر، تلفیقی بود که سیستم از این دو انجام داده بود؛ و نیز توهماتی دیگر. اما در این میان، جوان، سونیا را می‌بیند و از او می‌پرسد «آیا واقعی هستی؟» و سونیا پاسخ می‌دهد «بله من واقعی‌ام (Real) و واقعاً (Actually) اینجا هستم» در حالی که او توهم بود! کیتی، اپراتور سیستم در توجیه این اتفاق می‌گوید سیستم توانسته است به جای توهم سونیا، خود او را بازسازی کند و این بی‌سابقه است. در ادامه، پیچک‌های داده‌ای سیستم، به عمیق‌ترین لایه‌های مغز جوان نفوذ می‌کند و ریشه می‌دوانند و از این رو، سیستم غیر قابل توقف می‌شود.
جامعه‌ی الحاقی، نوع نهایی جامعه‌ی دیجیتال است که در آن، ایمپلنت برای مدیریت توهم برای زندگی دوم است. امروز اگر تسخیر جسمی انسان‌ها امکان‌پذیر نباشد اما تسخیر ذهن انسان‌ها روش جدید است که بسیار از حالت قبل، مخرب‌تر می‌باشد. همچنین اگر غفلت، مهمترین کاری باشد که شیطان علیه انسان رقم می‌زند، امروز غافل کردن ذهن، اصلی‌ترین کنش عالم سایبر و جامعه‌ی الحاقی است و نباید نسبت آن منفعلانه عمل نمود.