جنگ جهانی چهارم (19)
قرآن‌ستیزی به روش آمریکایی
مورد مطالعاتی:

سریال میهن

دوره: کلبه کرامت
(جلسه 659
)
سرفصل: جنگ جهانی چهارم
مدرس: استاد حسن عباسی
تاریخ: 29 مهر 1395
مکان: اندیشکده یقین؛ تالار راشل کوری

جلسۀ 659 به عنوان پنجمین جلسه از سری جلسات «جنگ جهانی چهارم» با محوریت نقد و بررسی سریال استراتژیک «هوم‌لند» می‌باشد. در جلسات قبل گفته شد که تمدنی که «افق»ی ندارد تا با معرفی آن به عنوان «منظر واحد» به شهروندانش ، وحدت اجتماعی آنان را حفظ کند و به سوی آن مأموریت‌شان دهد مجبور است در جهت حفظ وضع موجود خود بکوشد و راه‌کارش برای حفظ انسجام اجتماعی، معرفی یک تهدید مشترک است تا آحاد جامعه را به سمت آن جهت دهد؛ و دیدیم که دولت‌مردان آمریکا، نخست ایدئولوژی ‹کمونیسم› را برای ایفای نقش تهدیدگر برگزیدند و توانستند در سال‌های طولانی ‹جنگ سرد› وحدت اجتماعی خود و همسنگرانشان را به بهانۀ این تهدید حفظ کنند؛ اما پس از فروپاشی شوروی، این بار ‹اسلام› را به عنوان یک تهدید برای خود لحاظ نموده و به وسیلۀ هالیوود، تلاش در بسط این نگرش نمودند تا انگیزه‌ای باشد برای حفظ انسجام اجتماعی‌شان. اما نکتۀ حائز اهمیت در این میان، آن است که غرب برای رسیدن به مقصود خود یعنی از بین بردن تهدید مشترک، از نوآوری و استراتژی جدیدی استفاده نمی‌کند.

تمدن غرب در جهت آماج خود که همان از بین بردن ‹تهدید مشترک›شان است همواره از استراتژی‌ها و سیاست‌های کلاسیک و تکراری استفاده می‌کند؛ برای مثال، سیاست غرب در مواجهه با ‹کمونیسم› و ‹مارکسیسم› در دوران جنگ سرد، کشف و تقویت اختلافات بین گروه‌های مختلف چپ مانند ‹لنینیسم› و ‹خورشچوفیسم› روسیه، ‹مائوئیسم› چین، ‹کیم‌ ایل‌‌سونگیسم› کرۀ شمالی، و مواردی از این دست بود. شناخت اختلاف‌های دشمن و ایجاد تفرقه و دامن زدن به اختلافات گروهای مختلف آن‌ها امروز نیز استراتژی‌ای است که غرب درمقابل ایدئولوژی اسلامی در دست اجرا دارد و از این رو، یک دانشجوی استراتژی باید با إشراف استراتژیک به تاریخ معاصر و شناخت روش‌های کلاسیک تقابل شرق و غرب، فهم دقیقی از قواعد بازی دشمن به دست آورد و از إشراف بر بازی برای پیروزی در این تقابل استفاده نماید.
سریال اسلام‌ستیز ‹هوم‌لند› در این فصل که محصول 2015 است به شیعه‌ستیزی و قرآن‌ستیزی می‌پردازد. در قسمت یکم از فصل پنجم، پیتر کویین به واشنگتون رفته و در جلسۀ مشترک کنگره و سیا، گزارش وضعیت سوریه را می‌دهد؛ او از فقدان استراتژی آمریکا در سوریه شکایت می‌کند و از استراتژی تکفیری‌ها می‌گوید: «استراتژی تکفیری‌ها اینه: بجنگند تا جهان بدون کفار رو به وجود بیاورند. چرا گردن می‌زنند و برده‌داری را احیا کرده‌اند و در حلب، مردم را به صلیب می‌کشند؟ این را از خود درنیاورده‌اند، بلکه از کتاب خود درآورده‌اند؛ تنها کتابی که در عمر خود خوانده‌اند و مدام سرشان در آن کتاب است! استراتژی آنها این است: خلافت! از قرن هفتم (از آغاز اسلام) این استراتژی آن‌ها بوده است؛ این‌ها به دنبال آخرالزمان هستند! (انتساب مهدویت به داعش)».
در این فصل شش نوع مسلمان ساکن غرب را نمایندگان اسلام معرفی و نسبت‌شان را با غرب می‌سنجد: یکم، مسلمان تکنوکرات خوب (دکترحسین) که شخصیتی منفعل است و قابل اعتماد برای مسلمان و غیرمسلمان؛ دوم، مسلمان منفعل (فیصل مروان) که شخصیتی منفعل و سربار غرب است و نماینده اکثر پناهندگان است و آخر هم خودکشی می‌کند؛ سوم، مسلمان سکولارخوب (هکر فضای سایبر) که نماینده ترکیه بی‌هویت و غرق‌شده در فرهنگ غرب و آشنا با تکنولوژی آنها است و به دلیل بی‌هویتی، قابل اعتماد نیست؛ چهارم، مسلمان فعال (الامین) که شخصیتی هوشمند و غیرقابل سازش دارد وهمکاری‌اش محاسبانه است؛ او نمایندۀ شیعه و حزب‌الله است و دشمنی قابل احترام برای غرب؛ پنجم، مسلمان تکنوکرات بد (دکتر عزیز) شخصیتی که لبنانی سکولار است و در دانشگاه آلمان هم تدریس دارد اما دشمن اسرائیل است؛ ششم، مسلمان تکفیری و جهادی بد (سعید حاجیک، بیبی و...) سوری‌تبار تکفیری که در غرب علیه غرب‌اند و غیرقابل اعتماد و غیرقابل پذیرش‌اند.
این سریال در مباحث مربوط به اسلام، در چند حوزه، تحریف و بی‌احترامی و حمله به مقدسات مسلمانان را صورت می‌دهد: یکم، اعتقاد به ‹مهدویت› را اعتقادی مربوط به تکفیری‌ها معرفی می‌کند و از آن به ‹خلافت› یاد می‌کند که در آخرالزمان فردی می‌آید که مرزها را از بین می‌برد و سریال از آن با ادبیات بد یاد می‌کند؛ دوم، در حمله به قرآن، سر بریدن و به صلیب کشیدن و بردگی جنسی را جزوی از فرامین قرآن معرفی می‌کند؛ سوم، در تحریف تاریخ اسلام، کلیت آن را از ابتدا، تاریخ تروریسم و بربریت قلمداد می‌کند.
در این سریال، دین و خانواده جایگاه ویژه‌ای دارند: یکم، دین و خانوادۀ یهودی را محترم و خوب معرفی می‌کند؛ دوم، دین مسیحیت را محترم می‌شمارد اما خانواده در آن جایگاه خاصی ندارد؛ سوم، دین و خانوادۀ اسلامی را مخدوش معرفی می‌کند.
گفتنی است وقایع این فصل در آلمان رخ می‌دهند و چهار سرویس اطلاعاتی CIA (آمریکا)، BND (آلمان)، Mosad (رژیم صهیونیستی)، و SVR (روسیه) با یکدیگر درگیر هستند و شرایط جنگ جهانی چهارم، با جنگ سرد در آلمان بین آمریکا و روسیه قرینه‌سازی شده است؛ روس‌ها و عرب‌ها در یک جبهه، و آمریکا، آلمان، و رژیم صهیونیستی در سوی دیگر هستند. این فصل واجد سه خط تعلیق اصلی می‌باشد: یکم: اسلام‌ستیزی، در معرفی جهادی‌ها به عنوان کسانی که در آلمان اقدامات تروریستی انجام می‌دهند. دوم: روس‌ستیزی، در تجدید خاطرۀ جنگ سرد و نقش کنونی روس‌ها در سوریه. و سوم: زندگی ویران سه شخصیت اصلی(سول ـ کری ـ کوئین).