جنگ جهانی چهارم (18)
اسلام‌ستیزی به روش آمریکایی (2): جمهوری تروریستی پاکستان و بن‌بست افغانستان
مورد مطالعاتی:

سریال میهن

دوره: کلبه کرامت
(جلسه 658
)
سرفصل: جنگ جهانی چهارم
مدرس: استاد حسن عباسی
تاریخ: 15 مهر 1395
مکان: اندیشکده یقین؛ تالار راشل کوری

در جلسۀ قبل گفته‌شد که تمدنی که «افق»ی ندارد تا با معرفی آن به عنوان «منظر واحد» به شهروندانش ، وحدت اجتماعی آنان را حفظ کند و به سوی آن مأموریت‌شان دهد مجبور است در جهت حفظ وضع موجود خود بکوشد و راه‌کارش برای حفظ انسجام اجتماعی، معرفی یک تهدید مشترک است تا آحاد جامعه را به سمت آن جهت دهد؛ و آمریکا از جمله تمدن‌هایی است که در دوران‌های مختلف تاریخ کوتاه خود، چنین طرحی را دنبال کرده است.

فروپاشی شوروی و به موزه رفتن کمونیسم که به لحاظ صنعتی و تکنولوژیکی، پیشرفت‌های چشم‌گیری کرده بود، برای غرب و به‌ویژه آمریکا هرچند پیروزی بزرگی محسوب می‌شد اما جوامع غربی را به حدی از اشباع ‌رساند که آنان را از داشتن «افق مشترک» محروم کرد و خطر شکل‌گیری مجدد شکاف اجتماعی و هرزروی و سرگردانی سرمایه‌های اجتماعی را گوش‌زد نمود؛ از همین‌روی آنان بار دیگر در شیپور جنگ دمیدند و برای جنگ جهانی چهارم، بهترین گزینه برای معرفی به عنوان «تهدید و دشمن مشترک» به ملت‌های خویش را اسلام یافتند و قلب جهان اسلام یعنی ایران را محل اصلی آن معرفی نمودند؛ به این ترتیب، «اسلام» به‌جای «کمونیسم» و «ایران» به‌جای «شوروی» قرار گرفت و محورِ جنگ جهانی چهارم، «اسلام‌ستیزی» و رویاروییِ دو قطبیِ «اسلام و مدرنیته» یا «ایران و غرب» شد؛ نکته‌ای که محور فصل سوم سریال هوملند بود و در جلسۀ قبل مورد مداقه قرار گرفت؛ در فصل چهارم اما مصداق تهدید اسلام‌ستیزی و تروریسم حاصل از اسلام، دیگر نه ایران، که پاکستان می‌باشد.
محور فصل چهارم سریال هوملند که امروز در جلسۀ 658 بررسی شد اسلام‌ستیزی آمریکا در معرفی «جمهوری اسلامی پاکستان» به عنوان «جمهوری تروریستی پاکستان» می‌باشد. هدف اصلی این سریال در فصل چهارم، تبیین چهار نکته است:
1. اسلام‌ستیزی با محوریت اسلامِ طالبان و تبیین کینۀ طالبان نسبت به آمریکا به عنوان اشغال‌گر.
2. اسلام‌ستیزی با تبیین نقش ISI (سازمان اطلاعاتی پاکستان) به عنوان اسپانسر طالبان؛ در تقارن با فصل قبل که تروریسم القاعده با پشتیبانی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران عمل می‌کرد.
3. اکنون که آمریکا به دلیل پشتیبانیِ پاکستان از طالبان، در خنثی‌سازی آن ناموفق بوده است و مشخص شده است که تقابل با طالبان به بن‌بست رسیده و آیندۀ افغانستان از آنِ طالبان است، آمریکا باید با طالبان همراه شود چراکه طالبان افغانستان، مهرۀ اصلی بازی سازمان اطلاعات پاکستان است و اهرم فشار آن‌هاست بر آمریکا. اسلام‌ستیزی در این فصل از سریال، در بن‌بست تعامل میان غرب و اسلام است؛ مواجهه با مسلمین، نتیجه و درمانی ندارد و باید به پیروزها (طالبان) در این صحنه نزدیک شد و موج‌سواری کرد؛ به آن‌ها دروغ گفت؛ آنها را گمراه کرد؛ و با نقطه‌ضعف‌های آن‌ها بازی کرد.
4. تبیین نقش تاریخی و اعتماد به نفس افغان‌ها در بیرون راندن شوروی و انگلیس از افغانستان، با قید «افغانستان، گورستانِ امپراتوری‌ها!»؛ و این، به معنای بن‌بست در جنگ جهانی چهارم است و آماده‌کردن اذهان عمومی برای «شکست امپراتوری آمریکا در افغانستان» همانند آنچه برای انگلیس و شوروی رخ داد.
همچنین آنچه از متن سریال می‌توان دریافت، و آنچه به عنوان استراتژیست باید به‌خوبی آموخت و در سریال هوملند نیز به خوبی نمایش داده شده است نقش سازمان‌های اطلاعاتی در ادارۀ جامعه است. در این فصل، ISI پاکستان و CIA آمریکا رقم‌زنندگان اصلی وقایع، از جنگ تا مذاکرات هستند؛ نتیجه اینکه مفهوم «دموکراسی» ادعاییِ غرب، به پنهان‌سالاری و توطئه‌سالاری تغییر یافته است و به واقع، دنیایی بی‌چهره، توسط مردانی بی‌چهره ساخته شده است؛ فرماندهی جنگ و ترور در سفارت‌خانه‌هاست و سریال تلاش می‌کند هدایت عملیات تروریستی توسط سازمان جاسوسی آمریکا در قلب پایتخت کشورها و درون سفارت‌خانه‌ها را عادی جلوه دهد. از دیگر سو سریال تلاش می‌کند تصویری تطهیرشده و ناجی از آمریکا ارائه کند و درحالی‌که در خاک کشوری دیگر در حال ترور است اما به گونه‌ای نمایانده می‌شود که بیننده، وطن‌پرستان را «تروریست»، و تروریستِ متجاوز را «قربانی و ناجی» بشناسد؛ و در نهایت، حکومت پاکستان، حکومتی حامی تروریست معرفی می‌شود: جمهوری تروریستی پاکستان!
و بسیاری نکات دیگر...